انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
proud
سربلند به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سربلند
- سرافراز
- مفتخر
معنی و کاربرد
سربلند
adjective — صفتEnglish meaningFeeling pleased and satisfied about one's achievements, or honored by success.
کسی که از موفقیت یا رفتار خود احساس افتخار میکند
She is proud of her children.
او به فرزندانش سربلند است.
We are proud to serve our country.
ما سربلندیم که به کشورمان خدمت میکنیم.
He returned home proud and victorious.
او سربلند و پیروز به وطن بازگشت.
شکلهای واژه
- comparative
- prouder
- superlative
- proudest
هممعنیها (انگلیسی)
- honored
- gratified
- dignified
متضادها (انگلیسی)
- ashamed
- disgraced
ترکیبهای رایج
- proud of
- proud moment
- serve proudly
یادداشت کاربرد
سربلند بیشتر به معنای سرافراز و مفتخر است، نه به معنای خودپسند.