پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

proven

مبرهن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مبرهن
  • ثابت‌شده
  • مسلم

معنی و کاربرد

  1. مبرهن

    adjective — صفت
    English meaning

    Demonstrated or established as true by evidence or proof.

    وصف چیزی که با دلیل ثابت شده است

    • It is a proven fact that water boils at 100 degrees.

      این واقعیتی مبرهن است که آب در 100 درجه می‌جوشد.

    • She has a proven record of success.

      او کارنامه‌ای ثابت‌شده از موفقیت دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • established
  • confirmed
  • verified

متضادها (انگلیسی)

  • unproven
  • disproven

ترکیب‌های رایج

  • proven fact
  • proven ability

واژه‌های مرتبط