انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
proven
مسجل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مسجل
- مسلم
- قطعی
معنی و کاربرد
مسجل
adjective — صفتEnglish meaningEstablished as true or certain; proven.
محقق و قطعیشده
His guilt is proven beyond doubt.
گناهکاری او مسجل است.
It is a proven fact.
این امری مسجل است.
Her success is now proven.
موفقیت او اکنون مسجل شده است.
هممعنیها (انگلیسی)
- proven
- certain
- established
متضادها (انگلیسی)
- unproven
- doubtful
ترکیبهای رایج
- a proven fact
یادداشت کاربرد
مسجل به معنای محقق و قطعیشده است.
واژههای مرتبط
- prove