پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

proximity

نزدیکی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نزدیکی
  • مجاورت
  • قرب

معنی و کاربرد

  1. نزدیکی

    noun — اسم
    English meaning

    Nearness in space, time, or relationship.

    فاصلهٔ کم مکانی یا زمانی

    • The proximity of the school is convenient.

      نزدیکی مدرسه راحت است.

    • Their houses are in close proximity.

      خانه‌های آن‌ها در نزدیکی هم است.

    • The proximity of the exam made her nervous.

      نزدیکی امتحان او را مضطرب کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • closeness
  • nearness
  • vicinity

متضادها (انگلیسی)

  • distance
  • remoteness

ترکیب‌های رایج

  • close proximity
  • in the proximity of
  • proximity to

واژه‌های مرتبط