پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

puberty

بلوغ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بلوغ
  • رشد
  • بالغ شدن

معنی و کاربرد

  1. بلوغ

    noun — اسم
    English meaning

    The period when a person becomes sexually mature; maturity.

    رسیدن به سن بلوغ

    • He reached puberty at thirteen.

      او در سیزده‌سالگی به بلوغ رسید.

    • Puberty brings many physical changes.

      بلوغ تغییرات جسمی بسیاری به همراه دارد.

شکل‌های واژه

related adjective
بالغ

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • maturity
  • adolescence

متضادها (انگلیسی)

  • childhood

ترکیب‌های رایج

  • age of puberty
  • reach puberty

یادداشت کاربرد

بلوغ هم به سن جسمی و هم به معنای رسیدن به کمال به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • بالغ
  • نوجوانی