پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

punishment

کیفر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کیفر
  • مجازات
  • عقوبت

معنی و کاربرد

  1. کیفر

    noun — اسم
    English meaning

    The infliction of a penalty as retribution for an offense.

    مجازات در برابر جرم

    • The crime deserved severe punishment.

      آن جرم کیفر سختی می‌خواست.

    • He accepted his punishment quietly.

      او کیفر خود را آرام پذیرفت.

شکل‌های واژه

plural
punishments

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • penalty
  • retribution
  • sentence

متضادها (انگلیسی)

  • reward
  • pardon

ترکیب‌های رایج

  • capital punishment

واژه‌های مرتبط

  • punish