پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

pure

سره به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سره
  • خالص
  • ناب

معنی و کاربرد

  1. سره

    adjective — صفت
    English meaning

    Free from anything foreign; pure and genuine.

    خالص و بی‌آمیزش

    • She speaks pure Persian.

      او فارسی سره سخن می‌گوید.

    • This is pure gold.

      این طلای سره است.

    • The water is pure and clean.

      آب سره و پاک است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unadulterated
  • genuine

متضادها (انگلیسی)

  • impure

ترکیب‌های رایج

  • pure gold

واژه‌های مرتبط