انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
pure
سره به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سره
- خالص
- ناب
معنی و کاربرد
سره
adjective — صفتEnglish meaningFree from anything foreign; pure and genuine.
خالص و بیآمیزش
She speaks pure Persian.
او فارسی سره سخن میگوید.
This is pure gold.
این طلای سره است.
The water is pure and clean.
آب سره و پاک است.
هممعنیها (انگلیسی)
- unadulterated
- genuine
متضادها (انگلیسی)
- impure
ترکیبهای رایج
- pure gold