انگلیسیبه فارسیverb — فعل
put
گذاشتن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گذاشتن
- قرار دادن
معنی و کاربرد
گذاشتن
verb — فعلEnglish meaningTo move something into a particular place or position.
قرار دادن چیزی در جایی
Put the book on the table.
کتاب را روی میز بگذار.
She put her keys in her bag.
او کلیدهایش را در کیفش گذاشت.
شکلهای واژه
- past tense
- put
- past participle
- put
- present participle
- putting
هممعنیها (انگلیسی)
- place
- set
- lay
متضادها (انگلیسی)
- remove
- take
ترکیبهای رایج
- put on
- put off
- put away
یادداشت کاربرد
گذاشتن هم به معنای قرار دادن و هم به معنای اجازه دادن (او را گذاشت برود) است.