پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

put

گذاشتن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گذاشتن
  • قرار دادن

معنی و کاربرد

  1. گذاشتن

    verb — فعل
    English meaning

    To move something into a particular place or position.

    قرار دادن چیزی در جایی

    • Put the book on the table.

      کتاب را روی میز بگذار.

    • She put her keys in her bag.

      او کلیدهایش را در کیفش گذاشت.

شکل‌های واژه

past tense
put
past participle
put
present participle
putting

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • place
  • set
  • lay

متضادها (انگلیسی)

  • remove
  • take

ترکیب‌های رایج

  • put on
  • put off
  • put away

یادداشت کاربرد

گذاشتن هم به معنای قرار دادن و هم به معنای اجازه دادن (او را گذاشت برود) است.

واژه‌های مرتبط