پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

putrid

متعفن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متعفن
  • گندیده
  • پوسیده
  • بدبو

معنی و کاربرد

  1. متعفن

    adjective — صفت
    English meaning

    decaying and giving off a foul smell; rotten

    • The putrid smell of the garbage filled the street.

      بوی متعفن زباله خیابان را پر کرده بود.

    • They found putrid meat in the market.

      گوشت متعفنی در بازار یافتند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • rotten
  • fetid
  • decayed

متضادها (انگلیسی)

  • fresh
  • fragrant

ترکیب‌های رایج

  • putrid smell
  • putrid water

واژه‌های مرتبط