پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

quiet

بی‌سروصدا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌سروصدا
  • آرام
  • خاموش

معنی و کاربرد

  1. بی‌سروصدا

    adjective — صفت
    English meaning

    Making no noise; quiet and still.

    بدون سر و صدا

    • He entered quietly.

      او بی‌سروصدا وارد شد.

    • The house was quiet.

      خانه بی‌سروصدا بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • silent

متضادها (انگلیسی)

  • noisy

واژه‌های مرتبط