انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
quiet
بیسروصدا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیسروصدا
- آرام
- خاموش
معنی و کاربرد
بیسروصدا
adjective — صفتEnglish meaningMaking no noise; quiet and still.
بدون سر و صدا
He entered quietly.
او بیسروصدا وارد شد.
The house was quiet.
خانه بیسروصدا بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- silent
متضادها (انگلیسی)
- noisy