انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
radiant
فروزان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فروزان
- درخشان
- فروزنده
معنی و کاربرد
فروزان
adjective — صفتEnglish meaningShining brightly; radiant.
درخشان و تابان
The radiant sun rose.
خورشید فروزان برآمد.
She had a radiant face.
او چهرهای فروزان داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- radiant
- bright
- glowing
متضادها (انگلیسی)
- dim