پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

raised

برافراخته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برافراخته
  • افراشته
  • بلندکرده

معنی و کاربرد

  1. برافراخته

    adjective — صفت
    English meaning

    Lifted or set upright; hoisted or erected.

    چیزی که بالا برده یا برپا شده است

    • The flag was raised at dawn.

      پرچم سپیده‌دم برافراشته شد.

    • He raised his hand to speak.

      او دستش را برای سخن گفتن بالا برد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • lifted
  • hoisted
  • erected

متضادها (انگلیسی)

  • lowered
  • dropped

ترکیب‌های رایج

  • raised flag
  • raised hand

یادداشت کاربرد

برافراخته صفت مفعولی از برافراختن است.

واژه‌های مرتبط