انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
raised
برافراشته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برافراشته
- بلندشده
- افراشته
معنی و کاربرد
برافراشته
adjective — صفتEnglish meaningLifted or set in a higher position; (of a flag) hoisted; embossed or elevated.
وضعیت
The flag was raised at dawn.
پرچم در سپیدهدم برافراشته شد.
They stood on a raised platform.
آنها روی سکویی بلندشده ایستادند.
هممعنیها (انگلیسی)
- elevated
- lifted
- hoisted
متضادها (انگلیسی)
- lowered
- sunken
واژههای مرتبط
- raise
- elevate