انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
random
تصادفی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تصادفی
- اتفاقی
- شانسی
معنی و کاربرد
تصادفی
adjective — صفتEnglish meaningMade or occurring without method or conscious decision.
بدون نظم و انتخاب
The winners were chosen at random.
برندگان بهصورت تصادفی انتخاب شدند.
It was a random encounter.
این دیداری اتفاقی بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- accidental
- arbitrary
- chance
- haphazard
متضادها (انگلیسی)
- deliberate
- systematic
ترکیبهای رایج
- random sample
- at random