انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
raw
خام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خام
- نپخته
معنی و کاربرد
خام
adjective — صفتEnglish meaningNot cooked.
غذا
The meat is still raw.
گوشت هنوز خام است.
Don't eat raw eggs.
تخم خام نخور.
خام
adjective — صفتEnglish meaningUnrefined or in a natural state.
مواد
Raw materials are expensive.
مواد خام گراناند.
This is raw data.
این دادهٔ خام است.
هممعنیها (انگلیسی)
- uncooked
- crude
- unprocessed
متضادها (انگلیسی)
- cooked
- refined
ترکیبهای رایج
- raw material
- raw fish
یادداشت کاربرد
خام همچنین به معنای بیتجربه و ناپخته نیز به کار میرود.
واژههای مرتبط
- crude