پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

raw

خام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خام
  • نپخته

معنی و کاربرد

  1. خام

    adjective — صفت
    English meaning

    Not cooked.

    غذا

    • The meat is still raw.

      گوشت هنوز خام است.

    • Don't eat raw eggs.

      تخم خام نخور.

  2. خام

    adjective — صفت
    English meaning

    Unrefined or in a natural state.

    مواد

    • Raw materials are expensive.

      مواد خام گران‌اند.

    • This is raw data.

      این دادهٔ خام است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • uncooked
  • crude
  • unprocessed

متضادها (انگلیسی)

  • cooked
  • refined

ترکیب‌های رایج

  • raw material
  • raw fish

یادداشت کاربرد

خام همچنین به معنای بی‌تجربه و ناپخته نیز به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • crude