انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
ray
اشعه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اشعه
- پرتو
معنی و کاربرد
اشعه
noun — اسمEnglish meaningA narrow beam of light or other radiation.
پرتو باریک نور یا تابش
Rays of sunlight entered through the window.
اشعههای آفتاب از پنجره وارد شد.
X-rays are a form of radiation.
پرتو ایکس نوعی اشعه است.
هممعنیها (انگلیسی)
- beam
- radiation
ترکیبهای رایج
- sun's rays
- X-ray
یادداشت کاربرد
اشعه جمع شعاع و به معنای پرتو است.