انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
ready
فراهم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فراهم
- آماده
- مهیا
معنی و کاربرد
فراهم
adjective — صفتEnglish meaningPrepared and available for use or action.
آماده و مهیا
Everything is ready for the party.
همه چیز برای مهمانی فراهم است.
Are you ready to leave?
آمادهای که بروی؟
The meal is ready.
غذا آماده است.
شکلهای واژه
- verb
- ready
هممعنیها (انگلیسی)
- prepared
- available
- set
متضادها (انگلیسی)
- unprepared
ترکیبهای رایج
- get ready
- ready to go
- make ready
یادداشت کاربرد
فراهم به معنای مهیا و آماده است و در ترکیبهایی مانند «فراهم کردن» به کار میرود.
واژههای مرتبط
- prepared
- available