انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
rebel
عصیانگر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عصیانگر
- شورشی
- سرکش
معنی و کاربرد
عصیانگر
noun — اسمEnglish meaningA person who rises in opposition or resistance against authority.
کسی که بر ضد قدرت میشورد
The rebels captured the city.
عصیانگران شهر را تصرف کردند.
He was a rebel from his youth.
او از جوانی عصیانگر بود.
The rebel refused to obey the king.
عصیانگر از اطاعت پادشاه سر باز زد.
شکلهای واژه
- plural
- rebels
هممعنیها (انگلیسی)
- insurgent
- revolter
- mutineer
متضادها (انگلیسی)
- loyalist
ترکیبهای رایج
- rebel forces
- rebel leader
یادداشت کاربرد
عصیانگر کسی است که علیه قدرت یا هنجارها میشورد.