انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
rebellion
گردنکشی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گردنکشی
- سرکشی
- طغیان
معنی و کاربرد
گردنکشی
noun — اسمEnglish meaningAn act of open resistance or defiance against authority.
در اشاره به سرکشی و نافرمانی
The rebellion was quickly put down.
گردنکشی بهسرعت سرکوب شد.
His rebellion against tradition shocked the elders.
سرکشی او بر ضد سنت ریشسفیدان را شوکه کرد.
The peasants rose in rebellion.
کشاورزان دست به طغیان زدند.
شکلهای واژه
- adjective
- rebellious
هممعنیها (انگلیسی)
- uprising
- insurgence
- defiance
متضادها (انگلیسی)
- obedience
- submission
ترکیبهای رایج
- armed rebellion
- crush a rebellion
- rise in rebellion
یادداشت کاربرد
گردنکشی کنایه از سرپیچی و نافرمانی از فرمان است.
واژههای مرتبط
- revolt
- defiance