انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
rebellious
گردنکش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گردنکش
- سرکش
- یاغی
معنی و کاربرد
گردنکش
adjective — صفتEnglish meaningRefusing to obey authority or accept control; defiant.
وصف کسی که سر به فرمان نمیآورد
The rebellious students refused to obey.
دانشآموزان گردنکش از فرمانبرداری سر باز زدند.
He had a rebellious spirit.
او روحیهای گردنکش داشت.
The rebels were punished.
یاغیان مجازات شدند.
شکلهای واژه
- noun
- rebellion
- verb
- rebel
هممعنیها (انگلیسی)
- defiant
- unruly
- insubordinate
متضادها (انگلیسی)
- obedient
- submissive
ترکیبهای رایج
- rebellious spirit
- rebellious child
یادداشت کاربرد
گردنکش صفتی است برای کسی که زیر بار فرمان و قدرت نمیرود.
واژههای مرتبط
- defiant