پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

red

سرخ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرخ
  • قرمز
  • گلگون

معنی و کاربرد

  1. سرخ

    adjective — صفت
    English meaning

    Having the color of blood or fire.

    به رنگ خون یا آتش

    • She wore a red dress.

      او لباس سرخی پوشیده بود.

    • The sky turned red at sunset.

      آسمان هنگام غروب سرخ شد.

    • He painted the door red.

      او در را قرمز رنگ کرد.

شکل‌های واژه

comparative
redder
superlative
reddest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • crimson
  • scarlet
  • ruby

ترکیب‌های رایج

  • red rose
  • bright red
  • red light

واژه‌های مرتبط