انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
red
سرخ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرخ
- قرمز
- گلگون
معنی و کاربرد
سرخ
adjective — صفتEnglish meaningHaving the color of blood or fire.
به رنگ خون یا آتش
She wore a red dress.
او لباس سرخی پوشیده بود.
The sky turned red at sunset.
آسمان هنگام غروب سرخ شد.
He painted the door red.
او در را قرمز رنگ کرد.
شکلهای واژه
- comparative
- redder
- superlative
- reddest
هممعنیها (انگلیسی)
- crimson
- scarlet
- ruby
ترکیبهای رایج
- red rose
- bright red
- red light
واژههای مرتبط
- color
- crimson