انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
red
سرخرنگ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرخرنگ
- سرخ
- قرمز
معنی و کاربرد
سرخرنگ
adjective — صفتEnglish meaningHaving the color of blood or fire.
به رنگ خون یا آتش
She wore a red-colored dress.
او پیراهنی سرخرنگ پوشیده بود.
The red-colored sign warned drivers.
تابلوی سرخرنگ به رانندگان هشدار میداد.
هممعنیها (انگلیسی)
- crimson
- scarlet
واژههای مرتبط
- color
- crimson