پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

reflected

منعکس به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منعکس
  • بازتابیده
  • تابیده

معنی و کاربرد

  1. منعکس

    adjective — صفت
    English meaning

    Thrown back or mirrored, as light or an image.

    بازتابیده‌شده مانند نور یا تصویر

    • The reflected light filled the room.

      نور منعکس اتاق را پر کرد.

    • His image was reflected in the water.

      تصویرش در آب منعکس شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • mirrored

یادداشت کاربرد

منعکس یعنی بازتابیده‌شده.

واژه‌های مرتبط

  • reflect