پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

reflection

تامل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تامل
  • اندیشه
  • تعمق

معنی و کاربرد

  1. تامل

    noun — اسم
    English meaning

    Serious and careful thought about something.

    اندیشیدن عمیق و دقیق

    • After much reflection, he agreed.

      پس از تامل بسیار، او موافقت کرد.

    • This needs quiet reflection.

      این کار نیازمند تاملی آرام است.

  2. بازتاب

    noun — اسم
    English meaning

    An image seen in a mirror or on a surface.

    تصویری که در آینه یا سطح بازتاب می‌یابد

    • He saw his reflection in the water.

      او بازتاب خود را در آب دید.

    • The reflection of the moon shone on the lake.

      بازتاب ماه بر دریاچه می‌درخشید.

شکل‌های واژه

plural
reflections

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • thought
  • consideration
  • contemplation

متضادها (انگلیسی)

  • thoughtlessness

ترکیب‌های رایج

  • on reflection
  • a reflection of
  • quiet reflection

یادداشت کاربرد

تامل به معنای اندیشیدن عمیق است.

واژه‌های مرتبط

  • reflect