پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

regulation

تنظیم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تنظیم
  • مقررات
  • آیین‌نامه

معنی و کاربرد

  1. تنظیم

    noun — اسم
    English meaning

    A rule or directive made and maintained by an authority; the act of arranging.

    قاعده و سامان‌دهی

    • New regulations were introduced.

      تنظیم‌های جدید وضع شد.

    • The regulation of prices is necessary.

      تنظیم قیمت‌ها ضروری است.

شکل‌های واژه

plural
regulations

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • rule
  • ordinance
  • adjustment

ترکیب‌های رایج

  • safety regulations

یادداشت کاربرد

تنظیم هم به معنای مرتب کردن و هم به معنای وضع قاعده است.

واژه‌های مرتبط