انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
regulation
تنظیم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تنظیم
- مقررات
- آییننامه
معنی و کاربرد
تنظیم
noun — اسمEnglish meaningA rule or directive made and maintained by an authority; the act of arranging.
قاعده و ساماندهی
New regulations were introduced.
تنظیمهای جدید وضع شد.
The regulation of prices is necessary.
تنظیم قیمتها ضروری است.
شکلهای واژه
- plural
- regulations
هممعنیها (انگلیسی)
- rule
- ordinance
- adjustment
ترکیبهای رایج
- safety regulations
یادداشت کاربرد
تنظیم هم به معنای مرتب کردن و هم به معنای وضع قاعده است.