پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

related

مربوط به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مربوط
  • مرتبط
  • وابسته

معنی و کاربرد

  1. مربوط

    adjective — صفت
    English meaning

    Connected with or belonging to the same group or subject.

    دارای ارتباط

    • These two problems are related.

      این دو مشکل مربوط به هم هستند.

    • He is related to me by marriage.

      او از طریق ازدواج با من خویشاوند است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • connected
  • associated
  • relevant

متضادها (انگلیسی)

  • unrelated
  • separate

ترکیب‌های رایج

  • related to
  • closely related
  • related field

یادداشت کاربرد

مربوط با حرف اضافهٔ «به» به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط