پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

related

مرتبط به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مرتبط
  • مربوط
  • وابسته

معنی و کاربرد

  1. مرتبط

    adjective — صفت
    English meaning

    Connected by a relationship; associated.

    دارای پیوند و ارتباط

    • These two problems are related.

      این دو مشکل مرتبط هستند.

    • She asked a related question.

      او پرسشی مربوط پرسید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • connected
  • associated
  • linked

متضادها (انگلیسی)

  • unrelated

ترکیب‌های رایج

  • closely related

واژه‌های مرتبط