انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
relocation
نقلمکان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نقلمکان
- جابهجایی
- کوچ
معنی و کاربرد
نقلمکان
noun — اسمEnglish meaningThe act of moving from one place to another.
تغییر محل زندگی یا کار
The relocation of the office took a week.
نقلمکان دفتر یک هفته طول کشید.
They planned their relocation carefully.
آنها نقلمکان خود را با دقت برنامهریزی کردند.
شکلهای واژه
- plural
- relocations
هممعنیها (انگلیسی)
- move
- transfer
- resettlement
ترکیبهای رایج
- relocation expenses
- relocation plan