انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
reluctant
بیمیل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیمیل
- دلسرد
- بیرغبت
معنی و کاربرد
بیمیل
adjective — صفتEnglish meaningUnwilling and hesitant; not eager to do something.
بیرغبت و دودل
She was reluctant to leave.
او بیمیل به رفتن بود.
He gave a reluctant nod.
او با بیمیلی سر تکان داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- unwilling
- hesitant
- loath
متضادها (انگلیسی)
- eager
- willing
ترکیبهای رایج
- reluctant to