انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
remaining
مانده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مانده
- باقیمانده
معنی و کاربرد
مانده
adjective — صفتEnglish meaningStill present or left over after other parts have gone.
آنچه پس از رفتن بقیه باقی میماند
The remaining guests left early.
مهمانان باقیمانده زود رفتند.
Count the remaining money.
پول مانده را بشمار.
مانده
adjective — صفتEnglish meaningTired or exhausted (colloquial).
خسته و فرسوده
He was tired from the long walk.
او از پیادهروی طولانی مانده بود.
I feel exhausted today.
امروز احساس خستگی میکنم.
هممعنیها (انگلیسی)
- leftover
- residual
واژههای مرتبط
- remain