پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

remaining

مانده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مانده
  • باقی‌مانده

معنی و کاربرد

  1. مانده

    adjective — صفت
    English meaning

    Still present or left over after other parts have gone.

    آنچه پس از رفتن بقیه باقی می‌ماند

    • The remaining guests left early.

      مهمانان باقی‌مانده زود رفتند.

    • Count the remaining money.

      پول مانده را بشمار.

  2. مانده

    adjective — صفت
    English meaning

    Tired or exhausted (colloquial).

    خسته و فرسوده

    • He was tired from the long walk.

      او از پیاده‌روی طولانی مانده بود.

    • I feel exhausted today.

      امروز احساس خستگی می‌کنم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • leftover
  • residual

واژه‌های مرتبط

  • remain