انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
remaining
باقیمانده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- باقیمانده
- مانده
- بازمانده
معنی و کاربرد
باقیمانده
adjective — صفتEnglish meaningStill left after other parts have been used or removed.
آنچه پس از مصرف یا حذف بقیه میماند
The remaining items were sold.
اقلام باقیمانده فروخته شد.
She spent the remaining days resting.
او روزهای باقیمانده را به استراحت گذراند.
هممعنیها (انگلیسی)
- leftover
- residual
- left
متضادها (انگلیسی)
- used
- spent
ترکیبهای رایج
- remaining time
- remaining items