پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

remedy

علاج به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • علاج
  • درمان
  • چاره

معنی و کاربرد

  1. علاج

    noun — اسم
    English meaning

    A treatment or cure for a disease or a solution to a problem.

    راه درمان یا چاره کار

    • There is no remedy for this disease.

      برای این بیماری علاجی نیست.

    • They found a remedy for the problem.

      آنها علاجی برای مشکل یافتند.

    • Patience is often the best remedy.

      صبر اغلب بهترین علاج است.

شکل‌های واژه

plural
remedies

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • cure
  • treatment
  • solution

متضادها (انگلیسی)

  • poison
  • harm

ترکیب‌های رایج

  • find a remedy
  • effective remedy
  • remedy for

یادداشت کاربرد

علاج هم در پزشکی به معنی درمان و هم به معنی چاره به کار می رود.

واژه‌های مرتبط