انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
remnants
بقایای به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بقایای
معنی و کاربرد
بقایای
noun — اسمEnglish meaningWhat remains; remains or remnants; plural of بقایا.
باقیماندهها و آثار برجایمانده
The remnants of the meal were thrown away.
بقایای غذا دور ریخته شد.
They studied the remnants of the ancient city.
آنها بقایای آن شهر باستانی را بررسی کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- remains
- leftovers