پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

remote

دورافتاده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دورافتاده
  • دور
  • منزوی

معنی و کاربرد

  1. دورافتاده

    adjective — صفت
    English meaning

    Situated far from the main centers of population.

    دور از شهر

    • They live in a remote village.

      آنها در روستایی دورافتاده زندگی می‌کنند.

    • The house is remote from the road.

      خانه از جاده دورافتاده است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • isolated
  • faraway
  • secluded

متضادها (انگلیسی)

  • near
  • accessible

ترکیب‌های رایج

  • remote area

یادداشت کاربرد

دورافتاده یعنی دوردست و جدا از مراکز جمعیتی.

واژه‌های مرتبط