انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
remote
دورافتاده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دورافتاده
- دور
- منزوی
معنی و کاربرد
دورافتاده
adjective — صفتEnglish meaningSituated far from the main centers of population.
دور از شهر
They live in a remote village.
آنها در روستایی دورافتاده زندگی میکنند.
The house is remote from the road.
خانه از جاده دورافتاده است.
هممعنیها (انگلیسی)
- isolated
- faraway
- secluded
متضادها (انگلیسی)
- near
- accessible
ترکیبهای رایج
- remote area
یادداشت کاربرد
دورافتاده یعنی دوردست و جدا از مراکز جمعیتی.