پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

removed

برطرف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برطرف
  • رفع‌شده
  • منتفی

معنی و کاربرد

  1. برطرف

    adjective — صفت
    English meaning

    Eliminated, dismissed, or no longer present; having been taken away or resolved.

    رفع شدن مشکل یا برداشته شدن چیزی

    • The obstacle was finally removed.

      سرانجام مانع برطرف شد.

    • Once the misunderstanding was removed, they became friends again.

      وقتی سوءتفاهم برطرف شد، دوباره دوست شدند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • eliminated
  • cleared
  • resolved

متضادها (انگلیسی)

  • present
  • remaining

ترکیب‌های رایج

  • removed from office
  • problem removed
  • obstacle removed

یادداشت کاربرد

برطرف بیشتر درباره رفع مشکل یا موانع به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • eliminate