پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

renowned

بنام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بنام
  • نامدار
  • مشهور

معنی و کاربرد

  1. بنام

    adjective — صفت
    English meaning

    Famous and admired; well known.

    شناخته‌شده و نامدار

    • He is a renowned scientist.

      او دانشمندی بنام است.

    • The city is renowned for its gardens.

      آن شهر به خاطر باغ‌هایش بنام است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • famous
  • distinguished
  • celebrated

متضادها (انگلیسی)

  • unknown
  • obscure

ترکیب‌های رایج

  • renowned for

واژه‌های مرتبط