پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

repeated

مکرر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مکرر
  • تکرارشده
  • پیاپی

معنی و کاربرد

  1. مکرر

    adjective — صفت
    English meaning

    Occurring or done many times; recurring.

    وصف

    • Despite repeated warnings, he ignored the rule.

      او با وجود هشدارهای مکرر، قانون را نادیده گرفت.

    • Repeated attempts finally succeeded.

      تلاش‌های مکرر سرانجام موفق شد.

شکل‌های واژه

base
repeat

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • recurrent
  • frequent
  • continual

متضادها (انگلیسی)

  • occasional

واژه‌های مرتبط

  • repeat