پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

representative

نماینده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نماینده
  • وکیل
  • معرف

معنی و کاربرد

  1. نماینده

    noun — اسم
    English meaning

    A person chosen or appointed to act or speak for another or others.

    کسی که از طرف دیگران سخن می گوید یا عمل می کند

    • The representative signed the agreement.

      نماینده توافق نامه را امضا کرد.

    • They elected a new representative.

      آنها نماینده جدیدی برگزیدند.

    • He is the company's representative here.

      او نماینده شرکت در اینجاست.

شکل‌های واژه

plural
representatives

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • delegate
  • agent
  • spokesperson

ترکیب‌های رایج

  • sales representative
  • elected representative
  • representative of

یادداشت کاربرد

نماینده هم به معنی وکیل و وکیل مجلس و هم به معنی معرف و مظهر چیزی است.

واژه‌های مرتبط