انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
reprimand
توبیخ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- توبیخ
- سرزنش
- بازخواست
معنی و کاربرد
توبیخ
noun — اسمEnglish meaningA formal expression of disapproval or criticism.
سرزنش رسمی به خاطر خطا
He received a reprimand from his manager.
او از مدیرش توبیخ گرفت.
The officer was given a written reprimand.
به آن افسر توبیخ کتبی داده شد.
توبیخ کردن
verb — فعلEnglish meaningTo rebuke someone formally.
سرزنش و مؤاخذه کردن
The teacher reprimanded the noisy students.
معلم دانشآموزان پرسروصدا را توبیخ کرد.
She was reprimanded for being late.
او به خاطر دیرکردن توبیخ شد.
شکلهای واژه
- plural
- reprimands
- past tense
- reprimanded
هممعنیها (انگلیسی)
- rebuke
- scolding
- censure
متضادها (انگلیسی)
- praise
- commendation
ترکیبهای رایج
- formal reprimand
- reprimand someone for
یادداشت کاربرد
توبیخ سرزنش رسمی و اداری به سبب خطاست.
واژههای مرتبط
- rebuke