پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

resentment

رنجش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • رنجش
  • دلخوری
  • کینه

معنی و کاربرد

  1. رنجش

    noun — اسم
    English meaning

    Bitter indignation at having been treated unfairly.

    دلخوری و آزردگی درونی

    • She felt deep resentment toward him.

      او نسبت به او رنجش عمیقی حس می‌کرد.

    • His resentment grew over the years.

      رنجش او در گذر سال‌ها بیشتر شد.

    • He hid his resentment behind a smile.

      او رنجش خود را پشت لبخندی پنهان کرد.

شکل‌های واژه

plural
resentments

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bitterness
  • grudge
  • indignation

متضادها (انگلیسی)

  • forgiveness
  • contentment

ترکیب‌های رایج

  • deep resentment
  • harbor resentment

یادداشت کاربرد

رنجش به دلخوری و آزردگی درونی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط

  • resent