انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
resentment
رنجش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رنجش
- دلخوری
- کینه
معنی و کاربرد
رنجش
noun — اسمEnglish meaningBitter indignation at having been treated unfairly.
دلخوری و آزردگی درونی
She felt deep resentment toward him.
او نسبت به او رنجش عمیقی حس میکرد.
His resentment grew over the years.
رنجش او در گذر سالها بیشتر شد.
He hid his resentment behind a smile.
او رنجش خود را پشت لبخندی پنهان کرد.
شکلهای واژه
- plural
- resentments
هممعنیها (انگلیسی)
- bitterness
- grudge
- indignation
متضادها (انگلیسی)
- forgiveness
- contentment
ترکیبهای رایج
- deep resentment
- harbor resentment
یادداشت کاربرد
رنجش به دلخوری و آزردگی درونی گفته میشود.
واژههای مرتبط
- resent