انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
reserved
تودار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تودار
- کمحرف
- درونگرا
معنی و کاربرد
تودار
adjective — صفتEnglish meaningSlow to reveal emotions or opinions; reticent.
کسی که افکارش را بروز نمیدهد
He is a reserved man.
او مردی تودار است.
She remained reserved at the party.
او در مهمانی تودار ماند.
هممعنیها (انگلیسی)
- reticent
- introverted
- withdrawn
متضادها (انگلیسی)
- outgoing
- talkative
ترکیبهای رایج
- reserved manner