پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

resident

ساکن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ساکن
  • اهل
  • باشنده

معنی و کاربرد

  1. ساکن

    noun — اسم
    English meaning

    A person who lives in a particular place.

    کسی که در جایی زندگی می‌کند

    • She is a resident of this neighborhood.

      او ساکن این محله است.

    • The residents complained about the noise.

      ساکنان از سر و صدا شکایت کردند.

    • Local residents helped with the cleanup.

      ساکنان محلی در پاک‌سازی کمک کردند.

  2. ساکن

    adjective — صفت
    English meaning

    Not moving; still or inactive.

    چیزی که حرکت نمی‌کند

    • The air was hot and still.

      هوا گرم و ساکن بود.

    • The pond's water remained still.

      آب حوض ساکن ماند.

شکل‌های واژه

plural
residents

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • inhabitant
  • occupant
  • dweller

متضادها (انگلیسی)

  • visitor
  • migrant

ترکیب‌های رایج

  • local residents
  • permanent resident
  • resident of

یادداشت کاربرد

ساکن هم به معنای کسی که در جایی زندگی می‌کند و هم به معنای بی‌حرکت است.

واژه‌های مرتبط

  • dweller
  • inhabitant