پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

resistant

مقاوم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مقاوم
  • پایدار
  • تاب‌آور
  • ایستا

معنی و کاربرد

  1. مقاوم

    adjective — صفت
    English meaning

    Able to withstand something such as heat, pressure, or disease.

    در برابر عوامل بیرونی

    • This material is resistant to heat.

      این ماده در برابر گرما مقاوم است.

    • The crop is resistant to disease.

      این محصول در برابر بیماری مقاوم است.

  2. مقاوم

    adjective — صفت
    English meaning

    Refusing to accept or comply; opposing.

    در معنای مخالفت و ایستادگی

    • The people were resistant to change.

      مردم در برابر تغییر مقاوم بودند.

    • He remained resistant to advice.

      او همچنان در برابر اندرز مقاومت می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • durable
  • tough
  • opposed

متضادها (انگلیسی)

  • fragile
  • yielding

ترکیب‌های رایج

  • heat resistant
  • resistant to change

واژه‌های مرتبط