انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
responsible
عهدهدار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عهدهدار
- مسئول
- پاسخگو
معنی و کاربرد
عهدهدار
adjective — صفتEnglish meaningHaving a duty to deal with something or being accountable for it.
کسی که انجام کاری بر عهدهٔ اوست
He is responsible for the project.
او عهدهدار این پروژه است.
The manager is responsible for his team.
مدیر مسئول تیمش است.
You are responsible for your own actions.
تو مسئول کارهای خودت هستی.
هممعنیها (انگلیسی)
- accountable
- liable
- in charge
متضادها (انگلیسی)
- irresponsible
ترکیبهای رایج
- responsible for
- hold someone responsible
یادداشت کاربرد
عهدهدار کسی است که انجام کاری بر عهدهٔ اوست.