پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

restive

چموش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • چموش
  • سرکش
  • رمنده

معنی و کاربرد

  1. چموش

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to stay still; stubborn and hard to control.

    درباره اسب یا آدم سرکش

    • The horse grew restive.

      اسب چموش شد.

    • He was a restive child.

      او کودکی سرکش بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unruly
  • fidgety
  • stubborn

متضادها (انگلیسی)

  • docile
  • calm

ترکیب‌های رایج

  • restive horse

یادداشت کاربرد

چموش بیشتر درباره اسب یا فرد سرکش و ناآرام به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط