پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

restless

بی‌قرار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌قرار
  • ناآرام
  • مضطرب

معنی و کاربرد

  1. بی‌قرار

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to stay still or calm, often because of worry or boredom.

    حالت ناآرامی و اضطراب

    • The child was restless all night.

      کودک تمام شب بی‌قرار بود.

    • He felt restless before the exam.

      او پیش از آزمون احساس بی‌قراری می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • uneasy
  • agitated
  • fidgety

متضادها (انگلیسی)

  • calm
  • relaxed

ترکیب‌های رایج

  • restless night
  • grow restless

یادداشت کاربرد

بی‌قرار به کسی گفته می‌شود که آرام و قرار ندارد.

واژه‌های مرتبط