انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
resulting
ناشی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ناشی
- حاصل
- برخاسته
معنی و کاربرد
ناشی
adjective — صفتEnglish meaningComing from or caused by something.
چیزی که از چیز دیگری برمیآید
The damage resulted from the storm.
خرابی ناشی از طوفان بود.
Problems arising from neglect.
مشکلات ناشی از بیتوجهی.
هممعنیها (انگلیسی)
- arising
- stemming
ترکیبهای رایج
- resulting from
- arising from
یادداشت کاربرد
ناشی از یعنی حاصل و برخاسته از چیزی.