انگلیسیبه فارسیverb — فعل
retell
بازگو به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بازگو
- بازگفتن
- نقل کردن
معنی و کاربرد
بازگو کردن
verb — فعلEnglish meaningTo tell or relate something again, often in one's own words.
دوباره گفتن یا نقل کردن مطلبی
She retold the story to the children.
او داستان را برای بچهها بازگو کرد.
He retold the events faithfully.
او رویدادها را بهدرستی بازگو کرد.
نقل کردن
verb — فعلEnglish meaningTo narrate or recount.
نقل و روایت کردن
The witness retold what he had seen.
شاهد آنچه دیده بود بازگو کرد.
شکلهای واژه
- past
- retold
هممعنیها (انگلیسی)
- recount
- narrate
- relate
ترکیبهای رایج
- retell a story
- retell the events
یادداشت کاربرد
بازگو کردن به نقل کردن و روایت دوباره مطلبی گفته میشود.