پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

retell

بازگو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بازگو
  • بازگفتن
  • نقل کردن

معنی و کاربرد

  1. بازگو کردن

    verb — فعل
    English meaning

    To tell or relate something again, often in one's own words.

    دوباره گفتن یا نقل کردن مطلبی

    • She retold the story to the children.

      او داستان را برای بچه‌ها بازگو کرد.

    • He retold the events faithfully.

      او رویدادها را به‌درستی بازگو کرد.

  2. نقل کردن

    verb — فعل
    English meaning

    To narrate or recount.

    نقل و روایت کردن

    • The witness retold what he had seen.

      شاهد آنچه دیده بود بازگو کرد.

شکل‌های واژه

past
retold

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • recount
  • narrate
  • relate

ترکیب‌های رایج

  • retell a story
  • retell the events

یادداشت کاربرد

بازگو کردن به نقل کردن و روایت دوباره مطلبی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط