انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
retired
بازنشسته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بازنشسته
- بازنشست
معنی و کاربرد
بازنشست
adjective — صفتEnglish meaningHaving permanently left one's job or profession.
کسی که بازنشسته شده
My father is a retired teacher.
پدر من معلمی بازنشسته است.
The retired officer lives here.
افسر بازنشسته اینجا زندگی میکند.
شکلهای واژه
- base
- بازنشسته
هممعنیها (انگلیسی)
- pensioned