پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

return

بازگشت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بازگشت
  • مراجعت
  • عودت

معنی و کاربرد

  1. بازگشت

    noun — اسم
    English meaning

    An act of coming or going back to a place.

    دوباره به جایی برگشتن

    • We awaited his return from the trip.

      ما منتظر بازگشت او از سفر بودیم.

    • Her return to work was welcomed.

      بازگشت او به کار مورد استقبال قرار گرفت.

  2. بازگشت

    noun — اسم
    English meaning

    The act of giving, sending, or putting something back.

    پس دادن یا برگرداندن چیزی

    • We request the return of the documents.

      ما بازگشت اسناد را درخواست می‌کنیم.

    • The return of the stolen goods was arranged.

      بازگشت کالاهای دزدیده‌شده ترتیب داده شد.

شکل‌های واژه

plural
returns

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • homecoming
  • reappearance
  • restoration

متضادها (انگلیسی)

  • departure
  • leaving

ترکیب‌های رایج

  • return home
  • point of no return
  • in return

واژه‌های مرتبط

  • reappear